indenture

in·den·ture/ɪnˈdɛnʧər/
1noun (اسم)formalplural (جمع): indentures

اسم — قرارداد خدمت

قرارداد خدمتقرارداد اجاره کاری

قرارداد قانونی که فرد را ملزم به کار کردن برای دیگری در مدت مشخص می‌کند.

A legal contract binding a person to work for another for a specified period.

«او قراردادی امضا کرد تا به عنوان شاگرد کار کند.»

He signed an indenture to work as an apprentice.

«قراردادهای خدمت در دوره استعمار رایج بودند.»

Indenture agreements were common in colonial times.

تفاوت با واژه‌های مشابه
contractقرارداد

اصطلاح کلی برای توافق قانونی.

General term for a legal agreement.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): indenturedpast participle (مفعولی): indentured-ing (حال): indenturing3rd (سوم): indentures

فعل — قرارداد بستن

قرارداد بستنمتعهد کردن

کسی را با قرارداد رسمی ملزم به کار یا خدمت کردن کردن.

To bind someone by a formal contract to work or serve.

«شاگرد با قرارداد به نجار استاد متعهد شد.»

The apprentice was indentured to the master carpenter.

«او به مدت پنج سال قرارداد داشت.»

He was indentured for five years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bindملزم کردن

رسمی، مشابه در زمینه حقوقی.

Formal. Similar in legal context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000