فعل — جبران خسارت شده
به کسی بابت ضرر یا آسیبی که متحمل شده، غرامت پرداخت شده یا خسارتش جبران شده است.
Compensated (someone) for harm or loss suffered.
«به بیمهگذار برای خسارات وارده به ملکش غرامت پرداخت شد.»
“The policyholder was indemnified for the damages to his property.”
«قرارداد ذکر کرده بود که شرکت در برابر هرگونه ادعای قانونی محافظت خواهد شد.»
“The contract stated that the company would be indemnified against any legal claims.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به معنای دادن چیزی (معمولاً پول) به کسی در ازای زیان، رنج یا آسیب است. کلیتر از 'indemnified' است و همیشه به معنای حمایت قانونی نیست. 'او به خاطر آسیبش جبران شد' صحیح است، اما 'شرکت او را از ادعاهای قانونی جبران کرد' کمتر رایج است.
Common. Means to give someone something (usually money) in recognition of loss, suffering, or injury. More general than 'indemnified' and doesn't always imply legal protection. 'He was compensated for his injury' works, 'The company compensated him from legal claims' is less common than 'indemnified'.
متضادها
صفت — مصون از خسارت
محافظت شده در برابر مسئولیت قانونی ناشی از اعمال یا خسارات.
Protected (against legal liability for one's actions).
«او به عنوان عضو هیئت مدیره، در برابر برخی دعاوی قضایی مصون بود.»
“As a board member, he was indemnified against certain lawsuits.”
«موکل درخواست کرد که در برابر هرگونه ادعای آتی کاملاً مصون شود.»
“The client requested to be fully indemnified from any future claims.”
تفاوت با واژههای مشابه
عمومی. به معنای در امان نگه داشتن از آسیب یا جراحت است. 'Indemnified' نوع خاصی از حفاظت قانونی در برابر زیان مالی یا مسئولیت است، در حالی که 'protected' بسیار گستردهتر است. 'او از باران محافظت شد' صحیح است، اما 'او در برابر ادعاهای قانونی محافظت شد' کمتر مشخص است.
General. Means kept safe from harm or injury. 'Indemnified' is a specific type of legal protection against financial loss or liability, whereas 'protected' is much broader. 'He was protected from the rain' works, but 'He was protected against legal claims' is less specific than 'indemnified'.