inexistence

in·ex·is·tence/ˌɪn.ɪɡˈzɪs.təns/
in-notexistencestate of being
noun (اسم)formal

اسم — نبود

نبودعدم وجود

وضعیت عدم وجود؛ نبودن

The state of not existing; nonexistence

«نبود شواهد، پرونده را تضعیف می‌کند.»

The inexistence of evidence weakens the case.

«او نبود زندگی در سیارات دیگر را انکار کرد.»

She denied the inexistence of life on other planets.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nonexistenceعدم وجود

رسمی. مترادف کامل برای حالت عدم وجود.

Formal. Perfect synonym used for the state of not existing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000