infame

in·fame/ɪnˈfeɪm/
in-not / withoutfamefame / good reputation
verb (فعل)archaicpast (گذشته): infamedpast participle (مفعولی): infamed-ing (حال): infaming3rd (سوم): infames

فعل — بدنام کردن

بدنام کردنبی‌آبرو کردن

موجب بدنامی شدن؛ بی‌حرمت کردن یا سرافکنده ساختن. (کهن یا نادر)

To cause to be infamous; to disgrace or dishonor. (Archaic or rare)

«خیانت او نام خانوادگی‌اش را برای نسل‌ها بدنام خواهد کرد.»

His betrayal would infame his family name for generations.

«آنها با اتهامات دروغین به دنبال بدنام کردن مرد بی‌گناه بودند.»

They sought to infame the innocent man with false accusations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disgraceبی‌آبرو کردن

متداول. باعث شرم یا بی‌اعتباری شدن. 'Disgrace' بسیار رایج‌تر از 'infame' است و در انگلیسی معاصر برای ایجاد شرم عمومی استفاده می‌شود. در تقریباً تمام بافت‌های مدرن از 'disgrace' استفاده کنید.

Common. To bring shame or discredit upon. 'Disgrace' is far more common than 'infame' and is used in contemporary English for causing public shame. Use 'disgrace' in almost all modern contexts.

dishonorبی‌حرمت کردن

متداول. باعث شرم یا بی‌اعتباری برای کسی یا چیزی شدن. شبیه 'disgrace' است، اما اغلب به معنای از دست دادن احترام یا وقار است. 'Dishonor' رایج است، 'infame' نیست.

Common. To bring shame or discredit to someone or something. Similar to 'disgrace', but often implies a loss of respect or dignity. 'Dishonor' is current, 'infame' is not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000