inexplicably

in·ex·pli·ca·bly/ˌɪnɪkˈsplɪkəbli/
in-notexplicableable to be explained-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): inexplicableposition (جایگاه): end

قید — به طور غیرقابل توضیح

به طور غیرقابل توضیحبه‌طرزی نامفهوم

به روشی که نمی‌توان آن را توضیح داد یا فهمید.

In a way that cannot be explained or understood.

«دستگاه به طور غیرقابل توضیحی از کار افتاد.»

The machine inexplicably stopped working.

«او دیشب به طور نامفهومی ناپدید شد.»

He vanished inexplicably last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mysteriouslyبه طور اسرارآمیز

اشاره به چیزی عجیب یا توضیح‌ناپذیر دارد.

Suggests something strange or unexplained.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000