inexpert

in·ex·pert/ˌɪnˈek.spɜːrt/
in-notexpertskilled
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more inexpertsuperlative (عالی): most inexpert

صفت — بی‌تجربه

بی‌تجربهناشیکم‌مهارت

بی‌مهارت یا ناتوان؛ فاقد تخصص

Not skilled or proficient; lacking expertise

«دست‌کاری ناشیانه او باعث حادثه شد.»

His inexpert handling caused the accident.

«خواننده بی‌تجربه ممکن است در این آهنگ مشکل داشته باشد.»

An inexpert singer might struggle with this song.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unskilledناشی

رایج. وقتی تأکید بر فقدان مهارت عملی است قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when emphasizing lack of skill in practical tasks.

noviceتازه‌کار

غیررسمی/رسمی. به تازه‌کار اشاره دارد، مرتبط ولی کمی متفاوت.

Informal/formal. Refers to a beginner, contextually related but slightly different usage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000