در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی ناشیانه یا غیرماهرانه؛ بدون تخصص.
In a clumsy or unskilled manner; without expertise.
«او ناشیانه سعی کرد ساعت خراب را تعمیر کند.»
“He inexpertly tried to repair the broken clock.”
«نقاشی به صورت غیرحرفهای انجام شده بود، اما دلنشین بود.»
“The painting was inexpertly done, but charming.”
روزمره. بر دستوپا چلفتی بودن و عدم ظرافت در حرکت یا عمل تأکید دارد. وقتی ناشیانه بودن منجر به بیدقتی فیزیکی شود، قابل جایگزینی است، مثلاً 'او ناشیانه/غیرحرفهای سعی کرد دوچرخه را تعمیر کند'. برای کارهای فکری کمتر مناسب است.
Everyday. Emphasizes awkwardness and lack of grace in movement or action. Can be interchangeable when the inexpertness results in physical awkwardness, e.g., 'He clumsily/inexpertly tried to fix the bike'. Less appropriate for intellectual tasks.