infecting

in·fect·ing/ɪnˈfɛktɪŋ/
in-intofectto do or make (from Latin root facere)
verb (فعل)commonpast (گذشته): infectedpast participle (مفعولی): infected-ing (حال): infecting3rd (سوم): infects

فعل — آلوده کردن

آلوده کردنسرایت دادن

ورود عوامل بیماری‌زا به بدن برای ایجاد بیماری.

Introducing pathogens causing disease into organisms.

«زخم به‌خاطر عدم تمیزکردن درست در حال عفونت کردن است.»

The wound is infecting because it wasn’t cleaned properly.

«ویروس در حال سرایت سریع به افراد زیادی است.»

The virus is infecting many people rapidly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
contaminatingآلوده کردن

رایج. معنای مشابه ولی آلودگی گسترده‌تر است و فقط بیماری نیست. در پزشکی تقریبا قابل تعویض است.

Common. Similar meaning but contamination can be broader, not just diseases. In medical context often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000