infractions

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·frac·tions/ɪnˈfrækʃənz/
in-not (sometimes a prefix here part of int-) fractbreak-ionaction or condition
noun (اسم)commonplural (جمع): infractions

اسم — تخلف

تخلفنقض قانون

تخلف‌ها یا نقض‌های جزئی قواعد یا قوانین.

Minor violations or breaches of rules or laws.

«بازیکن به‌خاطر چند تخلف جریمه شد.»

“The player received a penalty for several infractions.”

«تخلفات پارکینگ می‌توانند جریمه ایجاد کنند.»

“Parking infractions can result in fines.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
violation— تخلف

رایج. به شکستن قانون یا قاعده اشاره دارد، از جزئی تا جدی.

Common. Refers to breaking a law or rule, from minor to serious.

offense— خلاف قانونی

رایج. به خطا یا شکستن قواعد، معمولاً جزئی اشاره دارد.

Common. Means wrongdoing or breaking rules, often minor.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000