installs

in·stalls/ɪnˈstɔːlz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): installedpast participle (مفعولی): installed-ing (حال): installing3rd (سوم): installs

فعل — نصب کردن

نصب کردنراه‌اندازی کردن

نصب کردن تجهیزات یا نرم‌افزار به‌گونه‌ای که آماده استفاده شود.

Sets up equipment or software so it is ready to use.

«او امروز پرینتر جدید را نصب می‌کند.»

He installs the new printer today.

«او روی گوشی خود برنامه‌ها را نصب می‌کند.»

She installs apps on her phone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000