instigate

in·sti·gate/ˈɪnstɪɡeɪt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): instigatedpast participle (مفعولی): instigated-ing (حال): instigating3rd (سوم): instigates

فعل — تحریک کردن

تحریک کردنبرانگیختنتشویق کردن

برانگیختن یا تشویق فرد به انجام کاری، اغلب منفی مانند مشکلات یا درگیری.

To provoke or urge someone to do something, often negative like trouble or conflict.

«او به تحریک شورش متهم شد.»

He was accused of instigating the riot.

«آن سخنرانی به یک بحث داغ دامن زد.»

The speech instigated a heated debate.

تفاوت با واژه‌های مشابه
provokeبرانگیختن

رایج. باعث واکنش، معمولاً منفی یا درگیرانه شدن می‌شود.

Common. To cause a reaction, usually negative or confrontational.

inciteتحریک کردن

رسمی. برانگیختن رفتار خشونت‌آمیز یا غیرقانونی، معنای نزدیک دارد.

Formal. To stir up violent or unlawful behavior, very close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000