در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تن دادن یا پیچیدن عناصر به شکل پیچیده و به هم پیوسته.
To blend or blend together intricately.
«داستانها زمانهای مختلف را در هم تنیدهاند.»
“The stories interweave different timelines.”
«الیاف به هم بافته شدهاند تا پارچه ساخته شود.»
“The fibers interweave to make fabric.”
متداول. تقریباً مترادف است برای رشتهها یا ایدههای به هم تنیده.
Common. Almost synonymous especially for threads or ideas blending tightly.