intuitive

in·tu·i·tive/ɪnˈtuːɪtɪv/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more intuitivesuperlative (عالی): most intuitive

صفت — شهودی

شهودیبدون نیاز به تفکر

بدون نیاز به استدلال آگاهانه، قابل فهم یا شناخته شده به صورت ذاتی.

Easily understood or known without conscious reasoning; instinctive.

«این نرم‌افزار رابط کاربری شهودی برای مبتدیان دارد.»

The software has an intuitive interface for beginners.

«او درک شهودی از نیازهای مردم دارد.»

She has an intuitive sense of what people need.

تفاوت با واژه‌های مشابه
instinctiveغریزی

رایج. تأکید بر فهم خودکار یا ذاتی بدون تفکر.

Common. Emphasizes natural ability or automatic understanding without thought.

naturalطبیعی

روزمره. برای چیزهایی که به آسانی فهمیده یا انجام می‌شوند.

Everyday. Used for things easily grasped or done without effort.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000