intubated

in·tu·ba·ted/ˈɪn.tʃuː.beɪ.tɪd/
in-insidetubtube-ateverb suffix-edpast tense/past participle
adjective (صفت)technical

صفت — تیوب‌گذاری شده

تیوب‌گذاری شدهلوله‌گذاری شده

دارای لوله وارد شده به بدن، مخصوصاً مجرای تنفسی، برای درمان پزشکی.

Having a tube inserted into the body, especially the airway, for medical treatment.

«بیمار قبل از عمل جراحی لوله‌گذاری شده بود.»

The patient was intubated before surgery.

«او در بخش مراقبت‌های ویژه لوله‌گذاری شده باقی ماند.»

He remained intubated in the ICU.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000