در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
وارد کردن لوله به بدن فرد، به ویژه به نای، برای رسیدن هوا به ریهها یا خارج کردن مایعات.
To insert a tube into a person's body, especially into the trachea, to allow air to reach the lungs or to remove fluids.
«تکنسینهای اورژانس مجبور شدند بیمار را در صحنه لولهگذاری کنند.»
“The paramedics had to intubate the patient at the scene.”
«او پس از تصادف برای چندین روز انتوبه بود.»
“He was intubated for several days after the accident.”
فنی/پزشکی. به وارد کردن کانول (یک لوله کوچک) به حفره بدن یا رگ خونی اشاره دارد. در حالی که عملکرد مشابهی دارند، 'intubate' به طور خاص به وارد کردن لوله به نای برای تنفس اشاره دارد، در حالی که 'cannulate' گستردهتر است و اغلب برای تزریق وریدی یا درناژ استفاده میشود. 'جراح بیمار را برای جراحی انتوبه کرد' صحیح است، 'پرستار برای دارو، رگ را کانول گذاری کرد' صحیح است.
Technical/Medical. Refers to inserting a cannula (a small tube) into a body cavity or blood vessel. While similar in action, 'intubate' specifically refers to inserting a tube into the trachea for breathing, whereas 'cannulate' is broader and often for IVs or drains. 'The surgeon intubated the patient for surgery' works, 'The nurse cannulated the vein for medication' works.