در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به دعوت یا نیازمند دعوت، به ویژه برای یک رویداد ورزشی یا مسابقه که فقط شرکتکنندگان دعوتشده میتوانند در آن شرکت کنند.
Relating to or requiring an invitation, especially for an athletic event or competition where only invited participants can take part.
«او دعوتی به مسابقات تنیس دعوتی دریافت کرد.»
“She received an invitation to the invitational tennis tournament.”
«فقط تیمهای دعوتی میتوانند در این لیگ معتبر رقابت کنند.»
“Only invitational teams can compete in this prestigious league.”
متداول. وقتی به رویدادهایی اشاره دارد که به گروه خاصی محدود میشوند، قابل جابجایی است، اما 'اختصاصی' به معنای گستردهتر 'عدم اجازه به دیگران' است و همیشه به دعوت اشاره نمیکند. 'یک باشگاه اختصاصی' ممکن است دعوتی نباشد.
Common. Can be interchangeable when referring to events that are limited to a select group, but 'exclusive' more broadly means 'not allowing others' and doesn't always imply an invitation. 'An exclusive club' might not be invitational.
یک رویداد یا مسابقه که فقط برای شرکتکنندگان دعوتشده باز است.
An event or competition that is open only to invited participants.
«باشگاه گلف هر سال یک مسابقه دعوتی برگزار میکند.»
“The golf club hosts an annual invitational.”
«بردن مسابقه دعوتی برای او شهرت ملی به ارمغان آورد.»
“Winning the invitational brought him national recognition.”
متداول. در حالی که یک مسابقه دعوتی نوعی تورنمنت است، همه تورنمنتها دعوتی نیستند. 'تورنمنت' میتواند برای همه آزاد باشد.
Common. While an invitational is a type of tournament, not all tournaments are invitational. A 'tournament' can be open to all.
متداول. به گردهمایی برای رقابت اشاره دارد، اما لزوماً به دعوتی بودن آن اشاره نمیکند. 'یک مسابقه دو و میدانی' میتواند برای همه تیمهای مدرسه آزاد باشد.
Common. Refers to a gathering for a competition, but doesn't necessarily imply it's invitational. 'A track meet' could be open to all school teams.