ironed

i·roned/ˈaɪərnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): ironedpast participle (مفعولی): ironed-ing (حال): ironing3rd (سوم): irons

فعل — اتو کشیدن

اتو کشیدن

لباس‌ها را با اتوی حرارتی صاف کردن، معمولاً برای از بین بردن چین و چروک

Smoothed clothes using a heated iron, usually to remove wrinkles

«او قبل از جلسه پیراهنش را اتو کرد.»

She ironed her shirt before the meeting.

«لباس‌ها به زیبایی اتو شده و تا شده بودند.»

The clothes were neatly ironed and folded.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pressedصاف شده

رایج. معمولاً به معنی اتو کشیده یا صاف شده با فشار است.

Common. Usually means ironed or flattened with pressure.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000