irrigating

ir·ri·gat·ing/ˈɪr.ɪˌɡeɪtɪŋ/
irrigateto supply water to land-ingpresent participle / continuous tense
verb (فعل)technicalpast (گذشته): irrigatedpast participle (مفعولی): irrigated-ing (حال): irrigating3rd (سوم): irrigates

فعل — آبیاری کردن

آبیاری کردنشبکه آبیاری راه‌اندازی کردن

آبیاری زمین یا محصول کشاورزی برای کمک به رشد، معمولاً به‌طور مصنوعی.

Supplying water to land or crops to help growth, usually artificially.

«کشاورزان در حال آبیاری مزارع هستند.»

The farmers are irrigating the fields.

«آبیاری محصولات باعث افزایش بازده آن‌ها می‌شود.»

Irrigating crops increases their yield.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wateringآبیاری

متداول؛ آبیاری معادل مشابه است؛ irrigating در کشاورزی رسمی‌تر و فنی‌تر است.

Common, similar meaning; 'irrigating' is more formal and technical in agriculture.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000