فعل — آبیاری
آبیاریآب دادن
آب دادن به گیاهان برای کمک به رشدشان
applying water to plants to help them grow
«او در حال آب دادن به گلهای باغ است.»
“She is watering the flowers in the garden.”
«آب دادن به چمن آن را سبز نگه میدارد.»
“Watering the lawn keeps it green.”
تفاوت با واژههای مشابه
irrigating— آبیاری
رسمی/فنی. بیشتر برای آبیاری در مقیاس بزرگ یا کشاورزی به جای watering استفاده میشود.
Formal/technical. More commonly used for large-scale or agricultural watering than watering.