itchy feet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

itch·y feet/ˈɪtʃi fit/
phrase (عبارت)informal

عبارت — هوس سفر

هوس سفربی‌قراری برای سفر

میل شدید به سفر کردن یا رفتن به جایی تازه.

A strong desire to travel or move to a new place.

«بعد از زمستان هوس سفر به سرم می‌زند.»

After winter, I get itchy feet.

«بی‌قراری برای سفر او را دوباره به خارج برد.»

Her itchy feet took her abroad again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000