itchiness

itch·i·ness/ˈɪtʃinəs/
itchto cause irritation or desire to scratch-ycharacterized by-nessstate or quality
noun (اسم)common

اسم — خارش

خارشحس خارشی

احساس یا وضعیت خارش داشتن

The sensation or condition of being itchy

«دارو به طور مؤثر خارش را کاهش می‌دهد.»

The medication reduces itchiness effectively.

«خارش می‌تواند علامتی از حساسیت باشد.»

Itchiness can be a symptom of allergy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pruritusخارش پوست

فنی. اصطلاح پزشکی برای خارش است، در زمینه‌های پزشکی به کار می‌رود.

Technical. Medical term for itchiness, used in health contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000