jailing

jail·ing/ˈdʒeɪ.lɪŋ/
jailprison-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — زندانی کردن

زندانی کردنحبس

عمل یا روند زندانی کردن شخصی.

The act or process of putting someone in jail or prison.

«زندانی شدن مظنون اعتراضاتی را به دنبال داشت.»

The suspect's jailing sparked protests.

«زندانی شدن مجازات معمول برای سرقت است.»

Jailing is a common punishment for theft.

تفاوت با واژه‌های مشابه
imprisonmentحبس

رسمی. عمل زندانی کردن شخص.

Formal. The act of putting someone in prison.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000