jiggled

jig·gled/ˈdʒɪɡəld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): jiggledpast participle (مفعولی): jiggled-ing (حال): jiggling3rd (سوم): jiggles

فعل — تکان دادن

تکان دادنلرزانیدن

زمان گذشته فعل jiggle، به معنای حرکت دادن با جنبش‌های کوچک و سریع یا لرزش.

Past tense of 'jiggle', meaning to move with small quick motions or shaking.

«او دستگیره را تکان داد تا در گیر کرده را باز کند.»

She jiggled the handle to open the stuck door.

«ژله روی بشقاب لرزید.»

The jelly jiggled on the plate.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wriggledپیچیدن

غیررسمی. حرکات سریع و کوچک مشابه که معمولاً پیچیدن را شامل می‌شود.

Informal. Similar quick small movements but often implies twisting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000