jinked

/dʒɪŋkt/
verb (فعل)informalpast (گذشته): jinkedpast participle (مفعولی): jinked-ing (حال): jinking3rd (سوم): jinks

فعل — پیچیدن سریع

پیچیدن سریعفرار سریع

حرکت یا پیچش سریع و ناگهانی برای اجتناب از چیزی، معمولاً در شکار یا ورزش.

Made a sudden quick movement or turn to avoid something, typically used in hunting or sports.

«گوزن برای فرار از شکارچی ناگهانی پیچید.»

The deer jinked to escape the hunter.

«او برای جاخالی دادن به مدافع ناگهان پیچید.»

He jinked to avoid the defender.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swerveپیچیدن ناگهانی

رایج. به معنی پیچیدن ناگهانی، معمولاً برای اجتناب است.

Common. Means to turn suddenly, often to avoid something.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000