juggling

jug·gling/ˈdʒʌɡlɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — بازی چرخاندن توپ‌ها

بازی چرخاندن توپ‌هااجرای بازی با توپ

حرکت مهارتی که در آن چند شیء را به طور پیوسته بالا و پایین می‌اندازند و می‌گیرند.

The act or skill of continuously throwing and catching several objects at the same time.

«او تمرین می‌کرد که سه توپ را جغل کند.»

He practiced juggling three balls.

«جَگلینگ نیاز به تمرکز و هماهنگی دارد.»

Juggling requires concentration and coordination.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tossingپرتاب کردن

غیررسمی. فقط به پرت کردن اشاره دارد و مهارت جَگلینگ را ندارد. مثال: «او فقط توپ‌ها را پرت می‌کرد، جَگل نمی‌کرد.»

Informal. Refers generally to throwing but lacks the skill implication of juggling. Example: 'He was tossing balls, not juggling.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000