در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرتاب مداوم چند جسم در هوا و گرفتن آنها به طور پیوسته.
To continuously toss several objects in the air, catching them repeatedly.
«او میتواند همزمان سه توپ را شنبازی کند.»
“He can juggle three balls at once.”
«نمایشدهندگان خیابانی معمولاً برای سرگرمی جمعیت شنبازی میکنند.»
“Street performers often juggle to entertain crowds.”
رایج. معنی مشابه ولی ممکن است کواردمانی کمتری داشته باشد.
Common. Similar meaning but may involve less coordination and repetition than juggling.