kickoff

kick·off/ˈkɪkˌɒf/
kickstrike with the footoffaway or starting
1noun (اسم)commonplural (جمع): kickoffs

اسم — شروع بازی

شروع بازیآغاز بازی

شروع بازی ورزشی، مخصوصاً فوتبال و فوتبال آمریکایی.

The start of a sports game, especially football (soccer or American).

«شروع بازی برای ساعت ۷ عصر برنامه‌ریزی شده.»

The kickoff is scheduled for 7 PM.

«هواداران در شروع مسابقه تشویق کردند.»

Fans cheered at the kickoff of the match.

تفاوت با واژه‌های مشابه
startشروع

اصطلاح کلی برای شروع؛ در ورزش معادل kickoff است.

General term for beginning; interchangeable with kickoff in sports contexts.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — آغاز کردن

آغاز کردنشروع کردن

شروع کردن یک کار یا رویداد.

To start or begin something.

«آن‌ها هفته آینده کمپین را شروع خواهند کرد.»

They will kickoff the campaign next week.

«حال جلسه را شروع کنیم.»

Let’s kickoff the meeting now.

تفاوت با واژه‌های مشابه
startشروع کردن

فعل رایج؛ وقتی به معنی شروع است جایگزین kickoff می‌شود.

Common verb; interchangeable with kickoff when meaning to begin.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000