kicker

kick·er/ˈkɪkər/
kickto strike with the foot-erone who performs an action
noun (اسم)commonplural (جمع): kickers

اسم — ضارب با پا

ضارب با پاکیکر

کسی که ضربه با پا می‌زند، به‌ویژه در ورزش‌هایی مثل فوتبال.

A person who kicks, especially in sports like football.

«کیکر گل برنده را زد.»

The kicker scored the winning field goal.

«او کیکر اصلی تیم است.»

He is the team's main kicker.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000