killjoy

kill·joy/ˈkɪlˌdʒɔɪ/
killto stop or spoiljoyhappiness
noun (اسم)informalplural (جمع): killjoys

اسم — ناراحت‌گر

ناراحت‌گرخوشی‌ربا

کسی که شادی و سرگرمی دیگران را خراب می‌کند.

A person who spoils others' enjoyment or fun.

«تو مهمانی خراب‌کردن خوشی نباش.»

Don’t be a killjoy at the party.

«او همیشه چنین ناراحت‌گر است.»

She’s always such a killjoy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spoilsportشخصی که خوشی را خراب می‌کند

غیررسمی. کسی که شادی را خراب می‌کند.

Informal. Used for someone who ruins fun or excitement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000