در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
خویشاوند یا عضو خانواده مذکر.
A male relative or family member.
«او خویشاوند شاعر معروف است.»
“He is a kinsman of the famous poet.”
«بسیاری از اعضای خانواده برای دیدار جمع شدند.»
“Many kinsmen gathered for the reunion.”