kludge

/klʌdʒ/
noun (اسم)informalplural (جمع): kludges

اسم — راه‌حل موقتی

راه‌حل موقتیسیستم ناهماهنگ

راه‌حلی بدساخته یا موقتی که کار می‌کند ولی ناکارآمد یا دست‌وپاگیر است.

A poorly designed or improvised solution or system that works but is inefficient or clumsy.

«نرم‌افزار مجموعه‌ای از وصله‌های گلچین شده است که به سختی کنار هم کار می‌کنند.»

The software is a kludge of various patches that barely work together.

«وصل کردن نادرست سیم‌کشی او باعث قطعی‌های مکرر شد.»

His kludge of wiring caused frequent outages.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000