kneeled

/niːld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): kneeledpast participle (مفعولی): kneeled-ing (حال): kneeling3rd (سوم): kneels

فعل — زانو زدن (گذشته)

زانو زدن (گذشته)

گذشته فعل kneel؛ قرار گرفتن و تکیه دادن روی یک یا هر دو زانو.

Past tense of kneel; to rest on one or both knees.

«او زانو زد تا بند کفش خود را ببندد.»

She kneeled to tie her shoe.

«او هنگام دعا زانو زد.»

He kneeled in prayer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kneltزانو زده

رسمی/استاندارد برای گذشته فعل kneel؛ با kneeled قابل جایگزینی ولی knelt رایج‌تر است.

Formal/standard past of kneel; interchangeable with kneeled, but knelt is more traditional.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000