kneel

/niːl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): kneltpast participle (مفعولی): knelt-ing (حال): kneeling3rd (سوم): kneels

فعل — زانو زدن

زانو زدنزانو خم کردن

قرار گرفتن روی یک یا دو زانو، معمولاً به عنوان علامت احترام یا دعا.

To rest on one or both knees, often as a sign of respect or prayer.

«او مقابل محراب زانو زد.»

He knelt before the altar.

«بچه‌ها برای دعا زانو زده بودند.»

Children were kneeling to pray.

تفاوت با واژه‌های مشابه
genuflectزانو زدن

رسمی. مخصوص خم کردن یک زانو در موقعیت‌های مذهبی.

Formal. Specifically to bend one knee to the ground often in religious contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000