در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
صدای زنگی که به آرامی برای اعلام مراسم تدفین یا مرگ نواخته میشود.
The sound of a bell rung slowly to mark a funeral or death.
«زنگ مرگ کلیسا در سراسر شهر طنینانداز شد.»
“The knell of the church bell echoed across the town.”
«صدای زنگ مرگ پایان یک دوران را به او گوشزد کرد.»
“He heard the knell signaling the end of an era.”