در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی لیکور شیرین و شفاف طعمدار شده با دانههای رازیانه.
A sweet, clear liqueur flavored with caraway seeds.
«او بعد از شام یک لیوان کومل سفارش داد.»
“She ordered a glass of kummel after dinner.”
«کومل اغلب به عنوان نوشیدنی هضمکننده در کشورهای اروپایی سرو میشود.»
“Kummel is often served as a digestif in European countries.”