در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شبیه کسی که در دریا تبحر ندارد؛ بیدست و پا در فعالیتهای دریایی.
Like a person inexperienced with the sea; awkward or clumsy at sea-related activities.
«ماهیت غیردریایی او باعث سختی قایقرانی شد.»
“His landlubberly nature made sailing difficult.”
«خدمه به رفتار بیتجربه دریایی او خندیدند.»
“The crew laughed at his landlubberly behavior.”