1noun (اسم)commonplural (جمع): laps
اسم — دور
دوردور کامل
یک دور کامل در یک مسیر، مخصوصاً در مسابقه
a single complete circuit of a track, especially in racing
«او پنج دور مسابقه را کامل کرد.»
“He completed five laps in the race.”
«او پس از سه دور پیشتاز است.»
“She is leading after three laps.”
2verb (فعل)commonpast (گذشته): lappedpast participle (مفعولی): lapped-ing (حال): lapping3rd (سوم): laps
فعل — لمس کردن
لمس کردنلیس زدن
درهم تا شدن یا نوشیدن با زبان
to fold over or to drink by licking
«سگ از کاسه آب لیس زد.»
“The dog lapped water from the bowl.”
«امواج به ساحل برخورد میکردند.»
“Waves lapped against the shore.”
تفاوت با واژههای مشابه
lick— لیس زدن
روزمره. به معنی عبور زبان از روی چیزی است.
Everyday. Specifically means to pass the tongue over something.