lastjob

last·job/ˈlɑːstˌdʒɒb/
lastfinaljoba task or piece of work
noun (اسم)commonplural (جمع): lastjobs

اسم — آخرین شغل

آخرین شغلآخرین کار

آخرین شغلی که کسی انجام می‌دهد، به خصوص قبل از بازنشستگی یا یک تغییر مهم در زندگی.

The final job or task one performs, especially before retirement or a significant life change.

«این پروژه بزرگ آخرین کار او قبل از بازنشستگی است.»

This big project is his lastjob before he retires.

«او کار داوطلبانه خود را آخرین شغلش می‌دانست.»

She considered her volunteer work as her lastjob.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000