latvian

Lat·vi·an/ˈlætviən/
Latviaa country in Northern Europe-nof or relating to
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more Latviansuperlative (عالی): most Latvian

صفت — لتونیایی

لتونیایی

مربوط به لتونی، مردم آن یا زبان آن.

Relating to Latvia, its people, or its language.

«او در حال مطالعه تاریخ لتونی است.»

She is studying Latvian history.

«دولت لتونی بیانیه‌ای صادر کرد.»

The Latvian government issued a statement.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Latvians

اسم — لتونیایی

لتونیاییاهل لتونی

بومی یا ساکن لتونی.

A native or inhabitant of Latvia.

«لتونیایی‌ها به میراث خود افتخار می‌کنند.»

The Latvians are proud of their heritage.

«گروهی از اهل لتونی از شهر ما بازدید کردند.»

A group of Latvians visited our city.

3noun (اسم)common

اسم — زبان لتونیایی

زبان لتونیایی

زبان رسمی کشور لتونی.

The official language of Latvia.

«او به زبان لتونیایی مسلط است.»

He speaks fluent Latvian.

«لتونیایی یک زبان بالتیک شرقی است.»

Latvian is an East Baltic language.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000