lays

/leɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): laidpast participle (مفعولی): laid-ing (حال): laying3rd (سوم): lays

فعل — گذاشتن

گذاشتنقرار دادن

چیز را به صورت صاف و افقی گذاشتن

Puts something down in a flat position

«او کتاب را روی میز گذاشت.»

She lays the book on the table.

«او مدارک را با دقت روی میز قرار می‌دهد.»

He lays the papers carefully on the desk.

تفاوت با واژه‌های مشابه
putگذاشتن

بسیار رایج. واژه‌ای کلی برای قرار دادن چیزی.

Very common. General term for placing something.

placeقرار دادن

رسمی. اشاره به گذاشتن با دقت بیشتر دارد.

Formal. Slightly more deliberate action of setting something down.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000