در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی کرم که خون میمکد و اغلب در آبهای شیرین یافت میشود.
A type of bloodsucking worm often found in freshwater.
«زالو به پای او چسبید.»
“The leech attached to his leg.”
«قبلها از زالوها در پزشکی استفاده میشد.»
“Leeches were once used in medicine.”
غیررسمی. میتواند هم به زالو و هم به افراد سوءاستفادهگر گفته شود.
Informal. Can refer to leeches or to people who exploit others.
بچسبد به کسی و منابع مالی یا عاطفی او را استخراج کند.
To cling to and drain resources from someone, often financially or emotionally.
«او توسط خویشاوندان طماعش استثمار شد.»
“He was leeched by his greedy relatives.”
«اجازه نده کسی از موفقیتت سوءاستفاده کند.»
رسمی. معمولاً اسم است ولی مجازاً میتواند اشاره به سوءاستفادهکننده باشد.
Formal. Usually a noun, but can metaphorically mean someone who exploits.