در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بچه خرگوش صحرایی، به ویژه آنهایی که کمتر از یک سال سن دارند.
A young hare, especially one less than a year old.
«بچه خرگوش صحرایی بیصدا در علفهای بلند پنهان شد.»
“The leveret hid silently in the tall grass.”
«ما یک خانواده خرگوش صحرایی، شامل چندین بچه خرگوش، دیدیم.»
“We saw a family of hares, including several leverets.”