در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
باز به ایدههای نو و متمایل به تغییر ارزشهای سنتی؛ طرفدار پیشرفت و اصلاحات.
Open to new ideas and willing to discard traditional values; supporting progress and reform.
«او دیدگاههای لیبرال درباره مسائل اجتماعی دارد.»
“She holds liberal views on social issues.”
«دولت لیبرال آزادی بیان را تشویق کرد.»
“The liberal government encouraged free speech.”
رسمی/رایج. وقتی منظور حمایت از اصلاحات اجتماعی یا سیاسی است جایگزین liberal میشود، مثلا «سیاستهای پیشرو». برای نگرش عمومی کمتر کاربرد دارد.
Common/formal. Can replace 'liberal' when referring to support for social or political reform, e.g. ‘progressive policies’. Less suitable for general attitudes.
شخصی که طرفدار ایدههای آزاداندیشانه، مخصوصاً در سیاست است و به تغییر و اصلاح تمایل دارد.
A person who supports liberal ideas, especially in politics; open to change and reform.
«او یک لیبرال شناختهشده در مجلس است.»
“He is a well-known liberal in the parliament.”
«لیبرالها اغلب از برابری اجتماعی حمایت میکنند.»
“Liberals often advocate for social equality.”
رسمی/رایج. به کسانی گفته میشود که طرفدار اصلاحات هستند. در سیاست اغلب به جای liberal به کار میرود.
Formal/common. Refers to people favoring reform. Often used interchangeably with 'liberal' in politics.