liens

/liːnz/
noun (اسم)formalplural (جمع): liens

اسم — حق توقیف

حق توقیفحق وثیقه

حق قانونی برای نگهداری اموال متعلق به دیگری تا زمان پرداخت بدهی.

Legal rights to keep possession of property belonging to another until a debt is paid.

«بانک حق توقیف خودرو را تا زمان بازپرداخت وام دارد.»

The bank has a lien on the car until the loan is repaid.

«حق توقیف ممکن است مانع فروش ملک بدون پرداخت بدهی شود.»

Liens can prevent the sale of property without clearing debts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encumbranceبار حقوقی

رسمی/فنی. به ادعای حقوقی که محدودیت‌هایی روی ملک ایجاد می‌کند گفته می‌شود، مشابه lien.

Formal/technical. Means a legal claim imposing restrictions on property, similar to lien.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000