limbless

/ˈlɪmbləs/
limba large branch or arm/leg of a human or animal-lesswithout
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more limblesssuperlative (عالی): most limbless

صفت — بی‌اندام

بی‌اندامفاقد دست و پا

بدون داشتن دست یا پا؛ فاقد اندام‌های حرکتی.

Having no limbs; lacking arms or legs.

«آن موجود بی‌اندام با حرکات پیچشی حرکت می‌کرد.»

The limbless creature moved by wriggling.

«خزندگان بدون دست و پا برای حرکت به طور مارپیچ می‌خزند.»

Limbless reptiles rely on slithering to move.

تفاوت با واژه‌های مشابه
armlessبدون دست

غیررسمی. فقط به نداشتن دست اشاره دارد، نه تمام اندام‌ها. بیشتر در زمینه‌های پزشکی یا توصیفی استفاده می‌شود.

Informal. Specifically means lacking arms, not necessarily all limbs. Used mostly in medical or descriptive contexts.

leglessبدون پا

غیررسمی. فقط به نداشتن پا اشاره دارد، نه همه اندام‌ها. معمولا در مباحث ژنتیکی یا پزشکی به کار می‌رود.

Informal. Refers specifically to lacking legs, not all limbs. Often used in genetic or medical discussions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000