limited opportunity

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lim·it·ed op·por·tu·ni·ty/ˈlɪmɪtɪd ˌɑːpərˈtuːnəti/
noun (اسم)commonplural (جمع): limited opportunities

اسم — فرصت محدود

فرصت محدودمجال اندک

فرصتی اندک یا محدود برای انجام دادن کاری.

A small or restricted chance to do something.

«دانش‌آموزان فرصت محدودی برای تمرین دارند.»

Students have limited opportunity to practice.

«او فرصت کمی برای صحبت کردن داشت.»

She had limited opportunity to speak.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000