در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به یک لوب یا قسمت گرد شده از یک عضو مثل مغز یا ریه
Relating to or situated in a lobe of an organ, especially the brain or lungs.
«ذاتالریه لوبی ریه راست او را درگیر کرد.»
“The lobar pneumonia affected his right lung.”
«اسکنهای سیتی آسیب لوبار در مغز را نشان دادند.»
“CT scans showed lobar damage in the brain.”