lobar

lo·bar/ˈloʊbɑːr/
loba rounded projecting part-arrelating to
adjective (صفت)technical

صفت — لوبی

لوبیلوباروابسته به لوب

مربوط به یک لوب یا قسمت گرد شده از یک عضو مثل مغز یا ریه

Relating to or situated in a lobe of an organ, especially the brain or lungs.

«ذات‌الریه لوبی ریه راست او را درگیر کرد.»

The lobar pneumonia affected his right lung.

«اسکن‌های سی‌تی آسیب لوبار در مغز را نشان دادند.»

CT scans showed lobar damage in the brain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000