loathing
اسم — نفرت
احساس نفرت و انزجار شدید نسبت به چیزی یا کسی.
A feeling of intense dislike or disgust; hatred.
«او نسبت به خائن احساس انزجار عمیقی داشت.»
“She felt a deep loathing for the traitor.”
«نفرت او از بیعدالتی آشکار بود.»
“His loathing for injustice was clear.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاحی کلی برای عدم علاقه شدید که اغلب به حالتی طولانیمدت اشاره دارد. میتواند جایگزین 'loathing' شود، به ویژه در بافتهای با شدت کمتر. 'کینه آنها نسبت به یکدیگر مشهود بود' درست است؛ 'او از آن بو کینه عمیقی داشت' شاید کمی عجیب به نظر برسد در مقایسه با 'نفرت شدید'.
Common. A general term for strong dislike, often implying a prolonged state. Can often replace 'loathing', especially in less intense contexts. 'Their hatred for each other was evident' works; 'She felt a deep hatred for the smell' might sound slightly off compared to 'loathing'.