در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زینتی کوچک که معمولاً به گردن آویزان میشود و باز میشود تا عکس یا یادگاری داخلش گذاشته شود.
A small ornament, often worn on a necklace, that opens to hold a photograph or other keepsake.
«او گردنبند طلایی با عکس مادر بزرگش به گردن داشت.»
“She wore a gold locket with her grandmother's photo.”
«او یک گردنبند نقرهای برایش به عنوان هدیه داد.»
“He gave her a silver locket as a gift.”