looses

loos·est/ˈluːsɪst/
loosenot tight or firmly fixed-estsuperlative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): loosersuperlative (عالی): loosest

صفت — شل‌ترین

شل‌ترینلق‌ترین

بیشترین مقدار از لقی یا شل بودن؛ بسیار نرم یا آزاد.

Most loose; not tight or firmly fixed in any degree.

«این شل‌ترین گره‌ای است که تا به حال زده‌ام.»

This is the loosest knot I have ever tied.

«او راحتی را با پوشیدن شل‌ترین لباس‌ها تجربه کرد.»

He wore the loosest clothes for comfort.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000